خرید بک لینک

1ای خواهم ساخت
در دل دشتی سبز
آشنا نیست مرا
اما،
در جانم نشست
راه میروم

در مسیری روشن
آشنا نیست مرا
اما در جانم نشست

چشم هایم باز
دستهایم داغ
گرمایی مطلوب.
در دستی آشنا
همسفری دارم
تمام عیار
فکر میکنم
کجا آمدهایم
ما چه در سر داریم
خیره بر
جاده ی سبز
گامها استوار
رها کرده ایل و تبار
آشنا نیست مسیر
اما:
در جانم نشست

من دوباره
از نو میسازم
مرا....
گیج نیستم
خواب نیستم
من به این
خوشبختی مرموز مینگرم

هلن عزیزی

تقدیم به مریم عزیز❤❤

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 15:17 توسط هلن عزیزی  | 

برچسب: نویسنده: اشکان محمودی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 22:17

صفحه بندی