هیرکانی

خرید بک لینک

آتش گرفت دل ما
می‌سوزد هیرکانی
باران اشک این مردم
کنار او فرو می‌ریزد
هر برگ سوخته
فریادِ هزار غمِ
پنهان است
هر دود سر به گردان
درد هزار ریشه که می‌لرزد

باد از تن درختان
ناله‌های آخرین برمی‌چیند
خاموش می‌شود جنگل
جهان بی او چه می‌ارزد

میان خاکستر هنوز
آهی نفس می‌کشد
دل گرچه شعله ور شد
عشق بی او چه می‌کشد

از چه میسوزد دلت
نازنینم نسوز هیرکانی
تو بال روشنی‌
تو روح مهربانی

به باد تکیه مکن
دلت به خاک پیوست
برگت یک دنیا
باغ ایرانی

آتش گرفته دل ما
از سوز جان هیرکانی
نوز باد نوز
بر تن خسته هیرکانی

در دل این خاک کهن
نیست فریاد رسی؟
درخت خسته
نهال خسته
باغ خسته

اما هنوز نفس می‌کشد هیرکانی

هلن عزیزی

+ نوشته شده در شنبه یکم آذر ۱۴۰۴ ساعت 10:10 توسط هلن عزیزی  | 

یادداشتهای هلن عزیزی...

ما را در سایت یادداشتهای هلن عزیزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 3:04

صفحه بندی