
آتش گرفت دل مامیسوزد هیرکانیباران اشک این مردمکنار او فرو میریزدهر برگ سوختهفریادِ هزار غمِپنهان استهر دود سر به گرداندرد هزار ریشه که میلرزدباد از تن درختاننالههای آخرین برمیچیندخاموش میشود جنگلجهان بی او چه میارزدمیان خاکستر هنوزآهی نفس میکشددل گرچه شعله ور شدعشق بی او چه میکشداز چه میسوزد دلتنازنینم نسوز هیرکانیتو بال روشنیتو روح مهربانیبه باد تکیه مکندلت به خاک پیوستبرگت یک دنیاباغ ایرانیآتش گرفته دل مااز سوز جان هیرکانینوز باد نوزبر تن خسته هیرکانیدر دل این خاک کهننیست فریاد رس...
ادامه مطلب